فصل مقدماتي
1. خاطرات
موٴلف اثري كه بهترين بخش زندگياش را وقف آن كرده است، هنگامي كه پايان كار فراميرسد؛ شايد مجاز باشد خويشتن را به لذّت و غرور خاطرات بسپارد. خاطرههاي او ممكن است براي خوانندگان جالب باشد و مهمتر از آن، ممكن است به درك اثر و بهرهگيري بهتر از آن كمك كند.
حتي در دوران كودكي، مخيّلهٴ من با كارهاي فكري و معنوي بزرگي روشن ميشد، كه انسانها ايفا كرده بودند. حقشناسانه به قهرماناني ميانديشيدم كه آن اندازه از آزادي را كه از آن برخورداريم و آن مقدار از حقيقت را كه بدان دست يافتهايم مرهون تلاشها و فداكاريهاي آنانيم. آنان به خاطر هر ذرّهاي از آزادي و كشف و اعتلاي حقيقت جنگيده بودند. در طي تحصيلات درازمدت دانشگاهي، اين شيفتگي دقيقتر و در عين حال شديدتر شد و خيلي زود، پس از دريافت درجهٴ دكتري (در گنت 1911، در رياضيات) هدف زندگيام تعيين شده بود علاوه بر آن، از قبل اين را نيز ميدانستم كه چگونه بايد براي رسيدن به آن تلاش كنم.
هدف، بيان رشد علم در طي عصرها و در گرد جهان بود، رشد معلومات انسان از طبيعت و از خودش. وسيلههايي كه براي اين كار انديشيده بودم، دوتا بود: ايجاد مجلهاي مختص تاريخ و فلسفهٴ علم و تأليف كتاب راهنمايي كه در آن مطلبهاي اصلي به اختصار و يا اطلاعات كتابشناسي كافي ثبت شود، تا مطالعات بيشتر را تسهيل كند.
وسيلهٴ نخست، به خاطر ماهيّت پاره پارهٴ تحليلي و غيرنظاممندش، ميتوانست تقريباً بيدرنگ به كار گرفته شود. برنامهٴ مجلهٴ جديد
ايسيس در نوامبر 1912، اعلام شد و نخستين شمارهٴ آن در اوايل سال 1913، انتشار يافت. از آن هنگام به بعد، انتشار آن مجلدهاي قطور يا نازك ادامه يافت. حملهٴ نخست آلمان به بلژيك انتشار ايسيس را از سال 1914 تا 1919، متوقف ساخت؛ حملهٴ دوم در 10 مه 1940، مانع از انتشار بينالمللي شمارهٴ 84 (كه سال 31 را تكميل ميكرد) و انتشار سال 32 شد. مجلهاي كه مدافع آزادي وجدان و يكپارچگي تفكر است، سخت مورد اعتراض مهاجمان بود، ولي نتوانستند آن را نابود كنند.